فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
415
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
وى رفت و پيشنهادهاى پيشين را تكرار كرد و خود را آماده براى هرگونه مشورتى اعلام داشت و تذكر داد كه دفاع از شهر مستلزم نگاهبانى دقيق از دژ است و هماكنون بايد همهء اقداماتى را كه پس از آمدن كشتيهاى انگليسى به جاسك ضرور بوده است به موقع اجرا گذاشت . سفير همچنين متذكر شد كه يكى از آن اقدامات لازم تفحص در وضع همهء پرتغاليهائى است كه صلاحيت و قدرت حمل سلاح دارند و همچنين از مردم شهر نيز هركه توانائى حمل سلاح دارد بايد مسلح شود ؛ اين گروههاى مسلح را بايد دستهبندى كنند براى هر گروه فرماندهى برگزينند و هر گروه را در محل معينى براى دفاع بگمارند ؛ با آنكه دشمن فاقد توپخانه است و بىسنگر نيز دفاع از شهر دشوار نيست معذلك بايد سنگرهائى در قسمت ورودى كوچهها و برخى ديگر از نواحى شهر بوجود آورند . و سرانجام متذكر شد كه حتى لحظهاى درنگ و تسامح در انجام اين امور جايز نيست . سفير كه پس از اين اتمام حجت ملاحظه كرد حاكم مطلقا براى دريافت اين گونه مطالب گوش شنوا ندارد با تذكر مجدد اينكه اگر چنين تصميماتى را اتخاذ كردند به وى خبر دهند ، از حاكم خداحافظى كرد و به خانهء خود رفت در حالىكه مطمئن بود با اغتشاشى كه در شهر حكمفرماست اگر ايرانيها به حملهاى مبادرت كنند در اندك مدتى بر شهر و دژ تسلط خواهند يافت . اما وى ، براساس دلائلى كه قبلا آنها را بيان كردهايم ، همواره اطمينان داشت ايرانيان درصدد حمله به هرمز نيستند و اين سروصداها نيز مانند جنجالى كه با پخش خبر حركت كشتيهاى جنگى پرتغال از هند راه انداخته بودند ، ساختگى است . ايرانيان ، يا براى آنكه وانمود كنند از آمدن كشتيهائى از هند بيم ندارند يا بموجب فرمان معجل شاه از خليج عبور كردند و به جلفار « 254 » واقع در قسمت ديگر ساحل عربستان رفتند . در اين حال همهء اهالى هرمز معتقد بودند كه ايرانيان همانگونه كه قبلا در بندر عمل كرده بودند جلفار را نيز غارت مىكنند و مىسوزانند و چون اين شهرك تنها جائى بود
--> ( 254 ) Zulpha